Home

از تفألی بر حافظ برای ورود به حوزه تا افتخار شاگردی علامه شعرانی

جمعه ۱۱ تیر ۱۳۹۵
از تفألی بر حافظ برای ورود به حوزه تا افتخار شاگردی علامه شعرانی

آیت‌الله حسن زاده آملی درباره ورود به حوزه می‌نویسد: «و به تحقیق آتش عشق در کودکی، ارمغانی از مستی را برایم شعله‌ور کرد؛ پس همانا لطف خدا مرا در کودکی‌ام به قرق‌گاه راهبری کرد؛ سپاس بر عطایایش که ناله شب و اشک چشم مرحمت فرمود تا روحم را منوّر و باطنم را مطهر سازم.»

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، 25 رمضان المبارک، سالروز به دنیا آمدن یکی از برجسته‌ترین علمای حال حاضر حوزه علمیه قم است؛ شخصیتی که در سال 1307 هجری شمسی در روستایی از توابع لاریجان آمل به دنیا آمد و نام «حسن» را بر خود دید.

6 ساله بود که به مکتب خانه رفت و تمام قرآن را به خوبی فرا گرفت و سپس وارد دوران ابتدایی مدارس جدید شد.

10 ساله بود که برای نخستین‌بار گَرد یتیمی بر چهره‌اش نشست و مادرش را از دست داد.

در 14 سالگی به یادگیری علوم دینی و ورود به حوزه علمیه علاقه‌مند شد؛ تفألی به دیوان حافظ زد و این غزل آمد:

کنون که بر کف گل جام باده صاف ست

به صد هزار زبان، بلبلش در اوصاف است

بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر

چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

فقیه مدرسه، دی مست بود و فتوا داد

که می حرام؛ ولی به ز مال اوقاف است

به درد و صاف تو را حکم نیست خوش درکش

که هر چه ساقی ما کرد عین الطاف است

ببر ز خلق و چو عنقا قیاس کار بگیر

که صیت گوشه نشینان ز قاف تا قاف است

حدیث مدعیان و خیال همکاران

همان حکایت زردوز و بوریاباف است

خموش حافظ و این نکته‌های چون زر سرخ

نگاه دار که قلاب شهر صراف است

این شد که این موضوع را با پدر در میان گذاشت و از ایشان کسب اجازه کرد. پدر نه تنها موافق بود که گریه شوق ریخت و فرزند را به صبر و استقامت و توکل به خدا در این راه توصیه فرمود.

او اکنون درباره آن انتخاب می‌نویسد: «و به تحقیق آتش عشق در کودکی، ارمغانی از مستی را برایم شعله ور کرد؛ پس همانا لطف خدا مرا در کودکی ام به قرق‌گاه راهبری کرد؛ سپاس بر عطایایش که ناله شب و اشک چشم مرحمت فرمود تا روحم را منوّر و باطنم را مطهر سازم.»

حسن در آمل به محضر میرزا ابوالقاسم رسید؛ عالمی که خود محضر استادانی مانند حضرات آیات سید ابوالحسن اصفهانی، آخوند خراسانی و میرزا حسین نائینی را درک کرده بود.

در ادامه نوبت به حضرات استاد آقا محمد غروی، آقا عزیزالله طبرسی، آقا ابالقاسم رجایی، آقا ابوالقاسم دیدکوهی، آقا احمد اعتمادی و آقا عبدالله اشراقی رسید که شیخ حسن، از محضرشان بهره‌مند شود و زانوی ادب زمین بزند.

در همین سال‌ها بود که او پدرش را نیز از دست داد و کاملا یتیم گشت و توسط خاله‌اش سرپرستی شد.

سال 1329 هجری شمسی بود که شیخ حسن، راه تهران را در پیش گرفت و به آن شهر رفت. ابتدا با همه سختی‌های موجود، در مدرسه حاج ابوالفتح سکنی گزید و از درس و محضر آیت الله آقا سید احمد لواسانی کسب فیض کرد.

او سپس به مدرسه مروی رفت و توفیق شاگردی آیت‌الله شیخ محمدتقی آملی و آیت‌الله شیخ علی محمد جولستانی را به دست آورد.

دو تن از استادانی که شیخ حسن در تهران، به وفور و کمال، از محضرشان بهره برد، آیت الله علامه میرزا ابوالحسن شعرانی و آیت الله میرزا مهدی الهی قمشه‌ای بودند.

شیخ حسن توفیق یافت تا 13 سال حضور در تهران را از محضر عارف کامل و فقیه ربانی آیت‌الله شعرانی بهره ببرد. خود او درباره معرفی این استاد برجسته، این تعابیر را به کار می برد:

«معلّم العصر، فخر العلم، مفخر الاسلام، آیت الله العلیم العلّام، العلامه ذی الفنون الاستاذ الاعظم حاج میرزا ابوالحسن الشعرانی (افاض الله علینا مِن برکات انفاسه القدسیه)».

او سپس می‌گوید: «احدی از علمای معاصرمان را ندیدیم که در جمع علوم و احاطه به آنها، همتای او باشد.»

و اما حضرات آیات حاج میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی، محمدحسین فاضل تونی و حاج میرزا احمد آشتیانی هم دیگر علمایی هستند که شیخ حسن در محضرشان تلمذ کرد و دروس مختلفی مانند فقه و اصول، حدیث و روایت، رجال و درایه، فلسفه و منطق، ریاضی و نجوم، تفسیر قرآن و تاحدودی طب و طبابت را در ایام تحصیل در آمل و تهران آموخت.

اکنون نوبت مهاجرت به قم و تکمیل تحصیلات است. شیخ حسن از سال 1342 به قم آمد و به تدریس آموخته‌های خود مانند تدریس اشارات، تدریس مصباح الانس، تدریس شرح فصوص الحِکَم و تدریس یک دوره کامل شفا ابن سینا پرداخت.

شیخ حسن، همزمان با تدریس، سال‌ها از محضر علمای اعلام و حضرات آیات سیدمحمد محقق داماد، سیدمحمدرضا گلپایگانی و محمدعلی اراکی استفاده کرد؛ اما بیشترین بهره را از درس دو برادر یعنی علامه سید محمدحسین طباطبایی و علامه سید محمدحسن الهی طباطبایی گرفت و محضر آیت الله سید مهدی قاضی، فرزند آیت الحق و استاذ العرفان آقا سید علی آقای قاضی را نیز درک کرد تا علامه بودنش بیش از پیش محقق شود.

«الهی نامه»، «انسان در عُرف عرفان»، «رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور»، «رساله مفاتیح المخازن»، «رساله لقاء الله» و «رساله أنّه الحقّ»، از جمله آثاری است که علامه شیخ حسن به تالیف آنها توفیق یافته است.

و البته از جمله آثار دیگر ایشان می‌توان به این موارد هم اشاره کرد:

«کلمه عُلیا در توقیفیت أسماء»، «عرفان و حکمت متعالیه»، «نصوص الحکم بر فصوص الحکم»، «معرفت نفس»، «مُثُل و مثال»، «دُرَر القلائد علی غرر الفرائد» و «انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه».

این تنها بخشی از بیش از 110 اثر مکتوب این استاد ادیب و علامه برجسته حوزه علمیه قم است که «استخراج جداول تقویم»، «دروس معرفه الوقت و القبله»، «تصحیح و اعراب اصول کافی»، «تصحیح گلستان سعدی»، «تصحیح کلیله و دمنه» و «هزار و یک کلمه در مجلّدات گوناگون و متعدد» را نیز در کنار آنها می‌توان یافت.

این کتب تاکنون بارها تجدید چاپ شده‌اند و طلاب حوزه‌های علمیه و عموم علاقه‌مندان استاد، از آنها استفاده‌های فراوان برده‌اند؛ کتبی که هر کدام از آنها، چراغ راه روشنی فرا روی جویندگان حق و حقیقت است:

دیوان اشعار.

نامه‌ها بر نامه‌ها.

مشکات القدس علی مصباح الانس.

ولایت تکوینی.

وحدت از دیدگاه عارف و حکیم.

قرآن و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند.

مفاتح الأسرار لسُلّاک الأسفار.

النّور المتجلّی فی الظّهور الظّلی.

الاصول الحِکمیه.

الحُجج البالغه علی تجرّد النفس النّاطقه.

و همه این آثار به دنبال کشف حقیقت و افزایش معرفت انسان نسبت به خود و خدای خود است تا از این رهگذر، وصول به سعادت حاصل آید و شاید از همین روست که استاد فرزانه ما، جزوه‌ای ساده با عنوان «من کیستم؟» را نیز قلمی کرده‌اند تا پاسخ به این پرسش مهم و کلیدی برای سالکان راه حق، آسان‌تر کنند.

سخن از حضرت استاد علامه، آیت‌الله حسن حسن زاده آملی است که امروز، 25 رمضان المبارک، سالروز تولد مبارک ایشان است؛ فرصت مغتنمی برای پاسداشت مقام علمی و عملی این استاد عالیمقام که طلاب حوزه علمیه قم و همه ارادتمندان آستانش، از محضرش بهره‌مند هستند و خوشه‌ای از خرمن معرفتش بر می‌چینند.

این خوشه چینی مستدام باد.

از تفألی بر حافظ برای ورود به حوزه تا افتخار شاگردی علامه شعرانی