روحانی نباید یک نقد داخلی را در اجلاس بین‌المللی مطرح می‌کرد/ قالیباف در این ماجرا مقصر نبود

سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۵
روحانی نباید یک نقد داخلی را در اجلاس بین‌المللی مطرح می‌کرد/ قالیباف در این ماجرا مقصر نبود

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران تصریح کرد: در ماجرای اتفاقی که در اجلاس شوراها و شهرداران 2016 افتاد نمی‌توانیم آقای قالیباف را مقصر بدانیم، شاید در آن موضوع اولین نقد ما به آقای روحانی است.

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران گفت و گویی با خبرآنلاین انجام داده که بخش هایی از آن را در ادامه می خوانید:

 

* برخی اصلاح طلبان عنوان می کنند برای آنکه انتظار جامعه از دولت آقای روحانی در کوتاه مدت پاسخ داده شود و مطالبات اجتماعی تا انتخابات ریاست جمهوری سال 96 تحت کنترل و مدیریت در آید، باید دست به تغییراتی در کابینه زد، به نظر شما چنین کاری لازم است؟

به نظرم این نوع اظهارات از سر مسئولیت ناپذیری است که من رسمیت به آنها نمی دهم و قبول ندارم.

* یعنی نیازی به تغییر کابینه دولت یازدهم نمی بینید؟

یک عارضه پیشینی داریم که کمی آن را در ذهن ما بزرگ می کند. آقای احمدی نژاد در دوره ریاست جمهوری چون انتخاب وزرا و معاونان خود را خیلی سریع انجام می داد، برکناری هایش هم خیلی سریع بود. این تغییرات خیلی گسترده و نفس گیر آسیب بزرگی به کشور می زد حال آنکه واقعا آن رفتار افراطی بود و پذیرفته شده نبود.

وقتی قرار است یک مدیریت ارشدی در کشور ساماندهی شود، مدیر قبل از انتخاب و معرفی یاران و همکاران خود، مطالعه و بهترین ها را گزینش می کند. اگرچه در فرایند همکاری ممکن است دچار بن بست، اشکال، اختلاف یا محدودیت های دیگر شود ولی بنای یک رئیس جمهور و یک مدیریت ارشد کشور این است که برای یک دوره چهارساله مدیران و دستیاران خود را انتخاب کند بنابراین آقای روحانی با چنین نگاهی وزرای دولت خود را انتخاب کرد، اگرچه در مسیر اجرایی ممکن است، عملکرد ناموفق باشد یا با محدودیت هایی از خارج دولت مواجه شوند اما اینها را باید رفع کرد. اینکه گروهی در انتخابات همراهی کردند و حالا توقع دارند دولت مطابق با سلیقه آنها کارهایی را انجام دهد، این توقع چندان پذیرفته شده نیست چون مردم از راه دور خیلی نمی توانند قضاوت های دقیق عملیاتی بکنند. ممکن است یک عارضه ای را جایی ببینند مثلا دریابند که سطح تورمی آن طور که دولت می گوید پایین نیامده است یا قدرت خریدشان آن طور که مورد انتظار بوده بالا نرفته، همه اینها شاید درست باشد و در مقام شناخت آسیب درست فکر می کنند اما در مقام مجازات و برخورد شاید نتوانند درست ریشه یابی کنند. آیا آن مشکلی که مردم به حق تصور می کنند، در حوزه اقتصاد قدرت خریدشان افزایش پیدا نکرده همه متأثر از آن است که مثلا این آقای وزیر سرکار است؟ اگر این وزیر رفت و کس دیگری آمد مسئله حل می شود؟ قطعا باید در این مسئله اجازه داد. خبرگان اقتصادی اظهارنظر کنند بنابراین خیلی نمی توانیم تصور کنیم، اگر فضای عمومی یک تصوری را مطرح کرد رئیس جمهور الا و لابد حتما باید عمل کند، اگرچه باید به آن توجه داشته باشد.

* الان تغییر کابینه را ضرورت می دانید یا خیر؟

به هیچ عنوان ضرورتی ندارد. اصلا این ضرورت برای رئیس جمهور حاصل نشده است. آقای رئیس جمهور آنقدر واجد شجاعت است که اگر یکی از انتخاب های خودش را نامربوط تشخیص دهد یا در فرایند همکاری او را موفق برای آینده تلقی نکند عذرش را بخواهد. البته همکاران رئیس جمهور به صرف انتخاب رئیس جمهور تکلیف شان تعیین نمی شود، یکی دو رکن دیگر در کنار رئیس جمهور وجود دارد. اینکه پارلمان او را بپذیرد یا نپذیرد یا در برخی مناصب باید هماهنگی با مقامات عالی رتبه داشته باشند بنابراین اختیار کامل با رئیس جمهور نیست. از این جهت با مجموعه شرایط و مسائل پیرامونی وقتی رئیس جمهور نگاه می کند این کابینه تا پایان دوره یازدهم همراه او خواهند بود مگر اینکه پارلمان تصمیم بگیرد که به یک استیضاحی رأی بدهد. در چنین وضعیتی طبیعی است که رئیس جمهور در برابر یک عمل انجام شده یا ناخواسته قرار می گیرد که مجبور به تغییر خواهد بود. باور من این است که جناب آقای روحانی تا پایان دوره اول ریاست جمهوری اعضای کابینه شان همین افراد خواهند بود. وزرا همین افرادی هستند که برسر کار حاضر خواهند شد مگر اینکه پارلمان روی برخی وزرا نظر خاصی داشته باشد.

 

*اتفاقا همان رای لب مرزی که اشاره کردید برخی افراد را تحریک کرده که رقیب روحانی شوند، مثلا انتقادات اخیر قالیباف و شدت گرفتن آن را در همین راستا تفسیر می کنند.

اولا اینکه شخصیتی مثل آقای قالیباف با رئیس جمهور در عرصه افکارعمومی گلاویز می شود نه در شأن رئیس جمهور و نه در شأن آقای قالیباف است. هر دو شخصیت محترمی هستند به خصوص که آقای قالیباف در سال 92 رقیب آقای روحانی بود اما به هر حال فکر می کنم در ماجرای اتفاقی که در اجلاس شوراها و شهرداران 2016 افتاد نمی توانیم آقای قالیباف را مقصر بدانیم، شاید در آن موضوع اولین نقد ما به آقای روحانی است. در یک همایش بین المللی یا منطقه ای ضرورتی به تعریض درباره امر تراکم نبود. یک مسئله داخلی است مگر دیگر کشورهای پیرامون ما تراکم می فروشند یا شهرداری شان مثل ما اداره می شود.

اگر رئیس جمهور به حق نسبت به تراکم اعتراض دارد از تریبون یک اجلاس بین المللی نباید مخالفت و نقد خود را به شهردار تهران ابراز می کرد. طبیعی است وقتی این اتفاق می افتد آقای قالیباف نیز از همان تریبون تندی می کند. من باور نمی کنم اگر کسی مسیری را درست نرفت باید از طریق همان مسیر نادرست پاسخ گفت. هیچ ضرورتی نداشت آقای قالیباف پاسخ دهد. چه بسا اگر پاسخ نمی داد بهره هایش بیشتر بود تا آنکه پاسخ داد. این عارضه ای است که علی القاعده نباید اتفاق بیفتد. در عین حال این گفتگوها و مناقشه ها را در عرصه افکارعمومی اساسا من به نفع هیچ کدام از دو طرف نمی بینم. به هر حال وقتی یک چالشی صورت می گیرد یک تندی های دو طرفه ای رخ می دهد اعتماد مردم با این مسائل نه زیاد و نه کم می شود ولی آسیب می بیند نباید این اتفاق بیفتد. مردم مسئولانی را که انتخاب می کنند دوست دارند با برادری و تعامل کنار هم کار کنند از این جهت خیلی نمی توان گفت آیا سبد رأی او بیشتر می شود یا دیگری.

هر چند هم خیلی قطعی نیست که آقای قالیباف بخواهد مجددا شانس خودش را در انتخابات ریاست جمهوری امتحان کند، اصلا شاید ضرورتی نداشته باشد که به این سئوال پاسخ بدهیم.

آقای باهنر رأی مردمی هم دارد؟

از آنجا که آقای باهنر یکی از شاخص های اصولگرایی است، این ظرفیت قربانی سال 96 نخواهد شد. ممکن است او به تمرین برای سال 1400 واداشته شده باشد که رقیب دیگر آقای روحانی نیست شاید در آن مقطع بیاید. منطق سیاست ورزی و عقل سیاسی شخص آقای باهنر اجازه نخواهد داد که او خود را مطرح کند. عقل گروه اصولگرایان نیز حکم می کند که یک نیروی ضعیف تر از آقای باهنر یا کمتر شناخته شده تر از او را به صحنه بیاورند.

* اما شما به روزنامه آرمان گفتید که آقای باهنر سال 96 رقیب آقای روحانی می شود؟

روزنامه آرمان تیترش اشتباه بود متن مصاحبه من همین است که عرض کردم. اینکه رأی داشته باشد یا نداشته باشد. الان نمی توانیم صحبت کنیم. چون ما در عرصه رأی انتخاباتی ریاست جمهوری چند ظرفیت وجود دارد که یک نامزدی را به پیروزی می رساند. یکی ظرفیت رأی شخصی طرف است و اتفاقا این ظرفیت بزرگی هم نیست. رأی ظرفیت شخصی آقای سیدمحمد خاتمی در سال 76 بسیار اندک بین سه تا چهار درصد بود. نظر سنجی هایی که می شد رأی شخصی آقای ناطق نوری بالای 10 تا 15 درصد بود بنابراین آرای دیگری است که می تواند کمک کند. یک فضا و روان جامعه نسبت به یک پدیده ای که در آن غوطه ور است می خواهد از درون آن یک تغییری را مطالبه کند که خیلی بزرگ است و آن عمدتا آرای خاکستری است و یک رأی هم رأی ساختاری، سازمانی و تشکیلاتی است که پشت سر یک کسی قرار می گیرد و پیروزی او را رقم می زند. از این جهت خیلی نمی توان روی این مسئله متوقف شد که آیا باهنر توانایی رأی آوری در سال 1400 دارد یا ندارد.

اینکه آقای احمدی نژاد یا اصولگرایان چه کسی را به عنوان نماینده فکری خود برای انتخابات ریاست جمهوری مطرح می کنند؟ تصور من این است که گمانه زنی در این مقطع زمانی زیاد کار درستی نیست. یادمان نرود سبدی که آقای احمدی نژاد می خواهد دست در آن کند و آرایی را به دست آورد با سبد رأیی که اصولگرایان برای خود متصور هستند یکی است.

*احتمال دارد آقای عارف نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 96 بشود؟

به هیچ عنوان، مبتنی بر همان استدلال که گفتم آقای عارف شأنش فراتر از آن است که برای باخت بیاید. اگر بنا بود این شأن را برای خودش قائل باشد که سال 92 از صحنه خارج نمی شد یا حرف بزرگان اصلاحات را برای خروج و انصراف از عرصه رقابت نمی پذیرفت. حتما در این نقطه هم این توجه عقلانی سیاسی را اعمال می کند. ضمن آنکه اصلاح طلبان پیشاپیش اساسا موقعیت آقای روحانی را برای نامزدی سال 96 به رسمیت شناختند. شخص آقای عارف هم در درون همین تصمیم سازان اصلاحات همین نظریه را قبول دارد.

روحانی نباید یک نقد داخلی را در اجلاس بین‌المللی مطرح می‌کرد/ قالیباف در این ماجرا مقصر نبود
jkkjkjkjkj