Home

آیت‌الله میرزا صادق آقا مجتهد تبریزی و تبعید به قم

آیت‌الله مجتهد تبریزی در عرصه‌های مختلف زندگی پیشتاز بود و عمر خویش را در خدمت به جامعه دینی سپری ساخت؛ او همان‌گونه که به سرنوشت جامعه می‌اندیشید، دغدغه رشد و تعالی امت اسلامی را هم داشت و همچنین سخت نگران اوضاع اسف‌بار اقتصادی و فقر و بدبختی مردم زمان خویش بود.

سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۵
آیت‌الله میرزا صادق آقا مجتهد تبریزی و تبعید به قم

خبرگزاری فارس – حسن شیخ حائری: در روزگاری نه چندان دور، در شهر تبریز و در خانواده‌ای روحانی و اهل علم و فرهنگ، نوزادی پا به عرصه وجود گذاشت که صادق نام گرفت.

 او در دوران نوجوانی وارد مدرسه علوم دینی شد و 18 بهار از عمرش را در این سامان گذراند. سال 1288 هجری قمری که فرا رسید، صادق تصمیم گرفت تا به حوزه علمیه نجف اشرف هجرت کند؛ هجرتی که در حدود 25 سال به طول انجامید و وی در آن دوران، بهره‌های فراوانی از فضای معنوی نجف اشرف و حوزه علمیه آن دیار برد. او در این مدت درس علما و فقهای نامداری مانند حضرات آیات شیخ حسین اردکانی، ملا محمد فاضل ایروانی، محمد فاضل شربیانی، محمدحسن مامقانی و شیخ هادی طهرانی را درک و در محضر آنان شاگردی کرد تا اینکه توانست اجتهاد خود را دریافت دارد و راه بازگشت به تبریز و بودن در خدمت مردم را در پیش گیرد.

پس از آن بود که آیت‌الله میرزا صادق آقا مجتهد تبریزی علاوه بر وعظ و خطابه، به تدریس و تحقیق و تألیف شتافت و آثار مفیدی مانند شرح تبصره علامه حلی، واجبات احکام و رساله الغریه را به تحریر در آورد.

باید گفت رفتار این مرد بزرگ در طول زندگی خویش به ویژه در دوران زعامت در آذربایجان، برای همگان الگو بود؛ تا آنجا که اکنون و پس از گذشت سال‌ها از رحلت ایشان، هنوز هم یاد آیت‌الله میرزا صادق تبریزی در بین مردم آن منطقه زنده است و از زندگی این عالم وارسته که زندگی زاهدانه و سلوک عارفانه‌ای داشت، با احترام و عظمت یاد می‌شود.

در عین حال یکی از ویژگی‌های این انسان متقی و عالم عارف این بود که او در معرفت و سیر و سلوک در راه خدا، تنها به مسائل نظری بسنده نمی‌کرد و عمل به احکام الهی را در سایه حاکمیت نظام عدل و انصاف، بسیار مهم می‌دانست و آن را مکرراً با مردم در میان می‌گذاشت.

درباره شأن و مقام آن شخصیت والا، بزرگان زیادی سخن گفته‌اند که از آن جمله می‌توان به نقل قول علامه امینی اشاره کرد که می‌فرماید: «او یکی از چهره‌های درخشان تشیع و از جمله دانشمندان متشخص امامیه است که در آذربایجان به مرجعیت تقلید رسید و سال‌ها صاحب ریاست و زعامت دینی شد؛ زعیمی که در اداره امور حسن تدبیر و در قضا و داوری و دادگری و در اظهار نظر، ثبات و پایداری و استواری  نشان می‌داد».

آیت‌الله مجتهد تبریزی همچنین در عرصه‌های مختلف زندگی پیشتاز بود و عمر خویش را در خدمت به جامعه دینی سپری ساخت. او همان‌گونه که به سرنوشت جامعه می‌اندیشید، دغدغه رشد و تعالی امت اسلامی را هم داشت و همچنین سخت نگران اوضاع اسف‌بار اقتصادی و فقر و بدبختی مردم زمان خویش بود. او در عین حال حداکثر تلاش خود را برای سامان دادن به وضع مردم در زمینه‌های مختلف به کار بست. در شهر تبریز معروف است که می‌گویند خانه آقا میرزا صادق به روی همه باز بود و در حقیقت، پناهگاهی برای فقرا و نیازمندان و البته پایگاهی برای دغدغه‌مندان و اندیشه ورزان بود.

او را باید عالمی مردمی دانست که تا پایان عمر، این خصلت را در خود حفظ کرد و از همراهی با مردم دست بر نداشت.

این در حالی است که در آن روزگار، از یک سو توطئه همه جانبه دشمنان اسلام هر روز گسترده‌تر می‌شد و پیکره جهان اسلام را تجزیه و پاره پاره می‌کرد و از سوی دیگر تهاجم گسترده فرهنگی دشمن بر علیه دین دیده می‌شد. یک روز وهابیت بود که از دین تفسیر غلط به جامعه عرضه می‌کرد و موجب روی گرداندن قشر روشنفکر از دین می‌شد و روز دیگر، بهائیت قد علم می‌کرد و جوانان این مرز و بودم را به دام فساد می‌کشاند، همچنین اوضاع جامعه از نظر سیاسی هم به‌سامان نبود و مشکلات مختلفی هم در این زمینه بروز می‌کرد.

در جریان قلع و قمع حوزه‌های علمیه، دستگیری و کشاندن طلاب علوم دینی به پادگان‌ها و از طرفی جریان کشف حجاب رضاخانی، مراجع و عالمان بزرگ دینی به پاسداری از این ارزش اسلامی برخاستند و مبارزه‌ای گسترده با دولت را آغاز کردند. در این بین، علمای قم، مشهد، تبریز، تهران، شیراز و اصفهان هر کدام با اجرای راهپیمایی‌ها و حضور در تجمعات مردمی، آنان را از این توطئه‌ها آگاه می‌ساختند و دین‌ستیزی رضاخان را محکوم می‌کردند. در این وقایع آیت‌الله میرزاصادق آقا در تبریز هم به عنوان مجاهد پیشرو در مبارزه با دین‌ستیزی رضاخان، مردم آذربایجان را رهبری می‌کرد که البته این اقدامات انقلابی وی، به دستگیری و تبعید ایشان به کردستان، همدان و سپس قم انجامید و در نهایت ایشان در قم ماندگار شد.

این عالم مجاهد و پارسای عالی‌مقام سرانجام در مانند چنین روزی، یعنی در ششمین روز از ماه ذیقعده الحرام سال 1351 هجری قمری و پس از نزدیک به هشت دهه عمر با عزت، بر اثر ابتلا به بیماری ذات‌الریه، به دیدار معبود شتافت و چراغ عمرش خاموش شد. مردم قم پس از آن پیکر مطهرش را تشییع کردند و پس از اقامه نماز توسط آیت‌الله شیخ ابوالقاسم کبیر، در جوار حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) به خاک سپردند. پس از آن هم، مجالس متعددی از سوی علمای قم، تبریز و سایر شهرهای ایران در سوگ آن فقیه صمدانی برگزار شد که به دلیل ازدحام فراوان جمعیت، حکومت رضاخانی از ترس، برخی از این مراسم را به تعطیلی کشاند.