Home

تأثیر فکر گناه بر زندگی انسان/ برطرف کردن ۴ نوع ظلمت به برکت صلوات

آدمی که فکر گناه می‌کند اگر چه مرتکب گناه نشود،‌ مانند کسی است که در یک اتاق مزّین و نقاشی شده آتش بیفروزد؛ اگر چه آن اتاق آتش نگیرد و نسوزد،‌ ولی همان دودی که از آتش برمی‌خیزد،‌ آن اتاق را تیره و نقش و نگار آن را فاسد می‌سازد.

دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵
تأثیر فکر گناه بر زندگی انسان/ برطرف کردن ۴ نوع ظلمت به برکت صلوات

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، آیت‌الله سیدمحمد ضیاءآبادی از اساتید برجسته اخلاق در شهر تهران است. در ادامه پای سخنان این مفسر قرآن کریم می‌نشینیم:

 

اما فایده‌ای که از صلوات عاید ما، که فرستنده آن هستیم، می‌شود در این چهار جمله از زیارت جامعه کبیره آمده است که چهار نوع ظلمت را از چهار ناحیه از نواحی وجود ما برطرف می‌سازد.

«وَ جَعَلَ صَلاَتَنَا (صَلَوَاتِنَا) عَلَیْکُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلاَیَتِکُمْ طیِباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَة لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْکِیَةً لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا»؛ خداوند صلوات ما بر شما و ولایت شما را که مخصوص ما کرده است، سبب پاکی طینت ما و طهارت ارواح‌ها و پاکسازی اخلاق‌ ما و کفاره گناهان ما قرار داده است.

این جملات از زیارت جامعه کبیره نشان می‌دهد که ما در چهار ناحیه از نواحی وجود خودداری چهار نوع تاریکی و ظلمت هستیم.

«ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ»؛

«... ظلمت‌هایی که بعضی فوق بعضی دیگر است ...».

تنها وسیله‌ای برطرف سازنده این ظلمات و تاریکی‌ها‌، صلوات و ولایت خاندان رسول (ص) است. یک ظلمت در سرشت و طینت خود داریم زیرا از آب مختلط از تلخ و شیرین آفریده شده‌ایم به بیان روایت: «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ»؛ دو آب با هم ممزوج شدند: آب گوارا و شیرین و آب تلخ و شور و ناگوار.

حال، اگر بخواهیم سرشت و طینت خود را از آن «مِلْحٌ أُجَاجٌ» پاک کنیم تا تلخی از سرشت ما زدوده شود، باید خود را به شجره طیبه رسالت و ولایت پیوند بزنیم. درختی را که میوه خوب نمی‌دهد به درختی که میوه خوب می‌دهد پیوند می‌زنند و قهراً میوه‌اش خوب می‌شود؛ اما به شرط این که خوب پیوند بخورد. ما درخت بد میوه‌ای هستیم که اگر به حال خود بمانیم «مِلْحٌ أُجَاجٌ» ما بر «عَذْبٌ فُرَاتٌ» غالب می‌شود و میوه ما را فاسد می‌کند.

اول: «طیِباً لِخَلْقِنَا»

یک فایده‌ای که از صلوات عاید ما می‌شود این است که بر اثر پیوند با خاندان ولایت، «طیِباً لِخَلْقِنَا»؛ طینت و سرشت ما از آلودگی به «مِلْحٌ أُجَاجٌ» پاک می‌شود و «عَذْبٌ فُرَاتٌ» می‌شود.

دوم: «طَهَارَة لِأَنْفُسِنَا»

ممکن است کسی بدعمل نباشد، ولی در عین حال،‌ افکار زشت و خواطر ناپسندی از ذهنش خطور کند و به خود مشغولش سازد و همین خطور در حد خود تولید ظلمت در روح آدمی می‌کند. تشبیهاً فرموده‌اند، آدمی که فکر گناه می‌کند اگر چه مرتکب گناه نشود،‌ مانند کسی است که در یک اتاق مزین و نقاشی شده آتش بیفروزد. اگر چه آن اتاق آتش نگیرد و نسوزد،‌ ولی همان دودی که از آتش برمی‌خیزد،‌ آن اتاق را تیره و نقش و نگار آن را فاسد می‌سازد.

فکر گناه در فضای دل نیز این چنین اثر می‌گذارد و آن را تیره و تار می‌سازد و از خدا دور می‌گرداند، اگر چه انسان آن گناه را مرتکب نشود این جمله در روایات ما از حضرت مسیح (ع) نقل شده که به قوم خود فرموده است:

«ان موسی نبی‌الله امرکم ان لا تزنوا و انا امرکم ان لاتحدثوا انفسکم بالزنا فضلا من ان تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا کان کمن او قد فی بیت مزوق فافسد التزاویق الدخان و ان لم یحترق البیت».

«موسی (ع) پیامبر خدا، به شما امر کرده است که زنا نکنید و من به شما امر می‌کنم که فکر زنا در دل نیاورید؛ زیرا کسی که فکر زنا می‌کند،‌ مانند کسی است که در یک اتاق منقش آتش بر افروزد و دود آن نقاشی‌ها را فاسد کند، اگر چه اتاق‌ آتش نگیرد.»

حال، از ‌آثار صلوات، اگر به معنای واقعی و توأم با شرایطش باشد، این است که این ظلمت تولید شده از افکار زشت و خواطر ناپسند را از فضای دل برطرف می‌سازد و تولید طهارت می‌کند.

سوم: «تَزْکِیَةً لَنَا»

صلوات اخلاق و خوهای فاسد ما را زایل می‌کند و جان ما را از رذایل اخلاقی مزکی می‌سازد.

انسان علاوه بر افکار بد، اخلاق بد هم دارد؛ از جمله کبر و بخل و حسد و دو به هم‌زنی و کینه‌توزی و بدبینی و ...؛ اینها هم ظلمتی عمیق‌تر از ظلمت دیگر عوامل در روح ایجاد می‌کند و باز هم صلوات بر رسول و آل‌رسول (ص) (که حقیقت آن پیوند خوردن به همان شجره طیبه است)؛ این ظلمت را تدریجاً از صفحه دل برطرف می‌سازد.

چهارم: «کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا»

در مرحله عمل هم خدا می‌داند که چه ظلمت‌ها بر اثر اعمال زشت و گناهان (از گذرگاه چشم و گوش و زبان، در کسب و کار و معاشرت و معاملات و ...) در مخزن جان خویش انباشته‌ایم و وای بر حال ما اگر با این کوله‌بار سنگین از معاصی وارد خانه قبر و برزخ بشویم؛ اما اینجا باز لطف خدا شامل حال ما شده و صلوات و اهل بیت نبوت (ع) را سبب تکفیر گناهان قرار داده است، چنان که در این زیارات می‌خوانیم:

«کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا»؛ یعنی،‌ ای خاندان رسول، ما معترفیم که خداوند این لطف و عنایت را درباره ما رو داشته که صلوات بر شما را کفاره و پوشاننده گناهان ما قرار داده است.

بشارت بزرگ به شیعیان

این حدیث از امام صادق (ع) منقول است:

«ذَا ذُکِرَ النَّبِیُّ (ص) فَأَکْثِرُوا الصَّلَاةَ عَلَیْهِ ... (ص) صَلَاةً وَاحِدَةً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ أَلْفَ صَلَاةٍ فِی أَلْفِ صَفٍّ مِنَ الْمَلَائِکَةِ»؛

«وقتی اسم پیامبر (ص) برده می‌شود، زیاد بر او صلوات بفرستید؛ زیرا کسی که یک بار صلوات بر پیامبر بفرستد، خداوند با هزار صف از فرشتگان هزار صلوات بر این شخص می‌فرستد ...»

و در روایت دیگر، این جمله را هم امام اضافه فرموده‌اند:

«هُوَ الَّذی یُصَلّی عَلَیکُم وَمَلائِکَتُهُ لِیُخرِجَکُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ»؛

او کسی است که با فرشتگانش بر شما صلوات می‌فرستد تا شما را از ظلمت بیرون آورده به نور برساند ...»

حدیث مزبور نشان می‌دهد که صلوات بر رسول سبب صلوات خدا بر انسان می‌شود. آیه هم می‌فرماید: صلوات خدا بر انسان سبب خروج وی از ظلمات و دخول به نور می‌گردد.

بنابراین، صلوات بر رسول و آل رسول سبب می‌شود که ما از ظلمت‌ها بیرون بیاییم و داخل نور بشویم. پس این جمله نورانی زیارت جامعه کبیره:

«وَ جَعَلَ صَلاَتَنَا (صَلَوَاتِنَا) عَلَیْکُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلاَیَتِکُمْ»؛

نوید و بشارتی بزرگ به ما شیعه امامیه می‌دهد که این دو نعمت گرانقدر خدا، صلوات و ولایت اهل بیت ما را از ظلمات و تیرگی‌ها در ابعاد مختلف بیرون می‌آورد و طینت و افکار و اخلاق و اعمال ما را پاک و مطهر و منور می‌سازد.