مصرف کننده، حلقه کم رنگ اما پراهمیت تحلیل اطلاعات

مصرف کننده، حلقه کم رنگ اما پراهمیت تحلیل اطلاعات

تهران- ایرنا- جمع آوری، تجزیه و تحلیل اطلاعات بخش مهمی از فرایند تصمیم گیری است اما به نظر می رسد جامعه تصمیم گیری بیش از آن که محتاج تحلیلگران بهتر باشد، نیازمند مصرف کنندگان بهتر این اطلاعات است.

تهران- ایرنا- جمع آوری، تجزیه و تحلیل اطلاعات بخش مهمی از فرایند تصمیم گیری است اما به نظر می رسد جامعه تصمیم گیری بیش از آن که محتاج تحلیلگران بهتر باشد، نیازمند مصرف کنندگان بهتر این اطلاعات است. اگر فرایند تولید اطلاعات را از جمع آوری تا مصرف در یک چرخه منظم مجسم کنیم، پر واضح است که صرف جمع آوری اطلاعات سودی به دنبال نخواهد داشت و تنها با استفاده از تحلیل و ارزیابی های دقیق است که می توان این اطلاعات جمع آوری شده را به نتایج سودمند تبدیل کرد.
از این رو محققان و کارشناسان زیادی در باب تحلیل و تفسیر اطلاعات قلم زده اند و رفته رفته اجماعی مبنی بر اهمیت بسیار بالای تحلیل فعالیت و داده های اطلاعاتی ایجاد شده است. در نگاه سیاستگذاران هم به صورت فرایند ارزیابی و تبدیل داده های خام جمع آوری شده به توصیفات، توضیحات و تفاوت ها تعریف می شود تا میزان قابلیت اطمینان و اعتبار داده ها بررسی شود.
شاید از همین منظر و برای بیان اهمیت این موضوع باشد که نخستین همایش ملی روش های تحلیل اطلاعات به همت وزارت اطلاعات و چند دستگاه دیگر برگزار شد و حجت الاسلام و المسلمین سید محمود علوی وزیر اطلاعات در سخنانی، فضای داده های اطلاعاتی را همچون جنگلی دانست که بدون حضور تحلیلگران خروج از آن ممکن نیست.
حسام الدین آشنا رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری نیز در توصیف این فضا می گوید: داده های بزرگ تنها با اتکاء به داده کاوی تبدیل به اطلاعات می شود؛ اطلاعاتی که الزاما در انحصار هیچ کس نیست.
با تاملی بر این سخنان در می یابیم که در فرایند چرخش اطلاعات، هم تحلیلگران اهمیت دارند که راه را می شناسانند و هم مصرف کنندگان این اطلاعات که با بهره گیری درست و به موقع می توانند از گردنه های سخت و درختان تودرتوی این محیط عبور کنند.
نگاهی به تاریخ و جنگ های جهانی ضرورت پرداختن به تحلیل های داده هایی که به دست ماموران جمع آوری اطلاعات می رسد را نمایان می سازد. جنگ جهانی دوم به آمریکایی ها آموخت که اطلاعات سازمانی محض کفایت نمی کند؛ واقعه پرل هاربر این درس را به آن ها داد که برای دادن هشدار اطلاعاتی، وجود یک تشکیلات متمرکز ضروری است تا بتوانند با ارزیابی اطلاعات، آینده را پیش بینی کنند.
البته در این بین مشکلاتی وجود دارد که یکی از آن ها نداشتن توانایی برای پیش بینی آینده و فقدان وجود دقت بالا در آن است اما تحلیلگران می توانند با بررسی اطلاعات مختلف به احتمال وقوع خطرناکترین، بعیدترین و محتمل ترین اقدامات و وضعیت ها بپردازند و همانگونه که علوی وزیر اطلاعات تصریح کرده است «در تحلیل اطلاعاتی نیازمند همه رشته های علمی اعم از علوم سیاسی، جامعه شناسی، روانشناسی، حقوق و مدیریت خواهیم بود و تمام رشته ها برای تحقق امنیت ملی باید هم افزایی داشته باشند.»
هم افزایی این رشته ها و تحلیلگران آن ها نیازمند ایجاد ساختاری متمرکز به عنوان واحدهای ارزیابی است چرا که فرایندهای ذهنی یک تحلیلگر ابزار اصلی نتیجه گیری و قضاوت های اوست. تحلیلگر باید بتواند حجم عظیمی از ادبیات اطلاعاتی را ترکیب کرده و معانی آن ها را درک کند.
این گروه متمرکز باید از نخبگانی تشکیل شده باشد که بر اساس تحلیل های مهم جامعه اطلاعاتی تصمیم گیری کند اما در عین حال برای ارائه تحلیل های با کیفیت، باید آزادی عمل داشته باشد و بدون ترس از برچسب های جناحی،از این رو وجود یک واحد توانا لازم است تا با استفاده از شواهد و قراین به دست آمده از کلیه منابع، فقط مسئول برآوردها و ارزیابی های دشوار باشد.
وزیر اطلاعات این فضا را عامل ایجاد سانسور و خودسانسوری به عنوان یک آفت جدی تحلیل اطلاعات یاد می کند و تاکید دارد که این وضعیت، تصمیم گیران کشور را از درک حقایق باز داشته و این گونه تحلیل ها، صرفا توجیه کننده افکار و نظرات تحلیلگر و بازدارنده تصمیم گیران از مواجهه با شرایط جدید است.
با این حال، اگرچه تمرکز واحدهای ارزیابی ضروردت دارد و نباید جز برای اثبات حقیقت به بهترین وجه، جهت گیری و تمایلی داشته باشد اما همین واحدها نیز در پاره ای موارد دچار مشکلاتی همچون پایین بودن میزان اتفاق نظر، لاپوشانی و میل به راه حل های سطحی و هم چنین جزیی نگری به جای کلی نگری می شوند.
این رخداد و ناتوانی تصمیم گیران و سیاست گذاران از درک حرفه ای تحلیل های اطلاعاتی به عنوان مصرف کنندگان اصلی، باعث بی اعتمادی به اطلاعات و تحلیل هایی می شود که بر مبنای اطلاعات مخدوش صورت می گیرد.
آشنا در این باره نیز اظهار می کند: وفور اطلاعات و فقدان سازوکارهایی برای اعتباریابی، این معضل را بیشتر کرده است. در نتیجه تصمیم گیران و مقامات به داده ها و اطلاعاتی اعتماد می کنند که از اشخاص و سازمان های مورد اعتماد شخصی خود دریافت می کنند. این خصیصه ناگزیر به گزینشی شدن استفاده از اطلاعات منجر می شود.
گزینشی شدن استفاده از اطلاعات، سوای از ایجاد لجام گسیختگی در ارائه تحلیل ها، رقابت بین سرویس های اطلاعاتی را در تولید تحلیل ها پدید می آورد و به جای کار ارزیابی اطلاعاتی و اشتراکی، بررسی عینی و بی طرفانه اطلاعات و گفت وگو درباره مسایل و مشکلات را هم از بین می برد.
شاید هشدار وزیر اطلاعات متوجه همین مطلب باشد، آنگاه که گفت: تحلیل ها باید عقل محور باشد و اگر تحلیل ها از احساسات نشات گرفته باشد یا آمیخته با حب و بغض، خصلت محور و یا سلیقه ای باشد، آنگاه امنیت ملی را با مخاطره مواجه کرده و امنیت ملی مبتنی بر توهم های اطلاعاتی غیرحقیقی خواهد شد.
میل به خوشحال کردن مصرف کننده و اکراه از بیان شجاعانه واقعیت یا پذیرش کمبودها و کاستی ها، آفتی است که در این صورت بروز کرده و حتی بعضی اوقات کمّیّت بر کیفیت غلبه یافته و صرفا حل و فصل مسایل و رتق و فتق وضعیت موجود در نظر گرفته می شود.
خطری که دستگاه های اطلاعاتی و دفاعی آمریکا را پس از فروپاشی شوروی دچار کرد و همه آن ها استراتژی و برنامه های خود را بر پایه تهدید شوروی طراحی کرده بودند که با از بین رفتن آن ها، نیازمند بودند تا اهداف و عملکردها را دوباره تعریف کنند و پس از 11 سپتامبر 2001 بود که پارادایم جنگ علیه تروریسم مطرح شد.
البته نباید از نظر دور داشت که در ساعت ها، روزها و هفته ها پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر تحلیلگران و سیاستمداران متعددی به سرزنش آژانس های اطلاعاتی ایالات متحده به ویژه سازمان سیا و اف. بی. آی پرداختند.
عدم توانایی این سازمان ها در پیشگیری از حملات 11 سپتامبر به شکست اطلاعاتی دسامبر 1941 در قضیه پرل هاربر تشبیه شده است و کارشناسان، چهار وضعیت فرضی را در این باره مطرح می سازند:
1- تحلیل ناقص از اطلاعات جمع آوری شده 2- عدم جمع آوری اطلاعات لازم 3- وجود موانع بروکراتیک که از دسترسی به موقع تحلیلگران و برنامه ریزان جلوگیری کرده است 4- ترکیبی از دلایل فوق.
در عین حال باید توجه کرد که ساختار و مکانیسم نهادهای ارزیابی کننده، بازتاب اوضاع و شرایطی است که حکومت ملی در آن عمل می کند. از این رو نباید عملکرد نادرست فرماندهان و سیاستگذاران را از نظر دور داشت چرا که تصمیم گیری ها و اقدامات آن ها هم می تواند در این شکست موثر باشد.
یک سیستم کارآمد ملی باید بتواند به روش های مختلف، تعادل صحیحی را در همه ابعاد ایجاد کند و تحلیل هایی برای مصرف کنندگان اطلاعات تولید سازد تا در مراحل وسیعتر قانون گذاری و اجرا به خوبی استفاده شود. این امر نیز میسر نیست مگر این که پیوند منظم و موثر اطلاعات با تشکیلات تصمیم گیرنده فراهم آید.
همچنین باید تعامل بین تحلیلگران با مقامات دولتی، دانشگاهیان و بخش خصوصی افزایش یابد چرا که بسیاری از چالش های پیش روی تحلیلگران اطلاعات مختص آن ها نیست و متخصصان دیگر حرفه های مشابه نیز با آن چالش ها روبرو هستند.
تحلیلگر باید شاخص ها، متغیرها و نیروهای پیش برنده حوادث آتی را شناسایی کند و در جمهوری اسلامی ایران با توجه به وضعیت خاص و شرایط پیرامونی، نیاز به داشتن دستگاه اطلاعاتی دانش بنیان ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
در شرایطی که بازیگران گوناگون، وضعیت جهان را به شدت دچار عدم قطعیت کرده اند، استفاده از روش های تحلیل کارآمد می تواند دستگاه اطلاعاتی را در برآورد وضعیت آتی جهان یاری دهد و همانگونه که رئیس شورای هماهنگی دستگاه های اطلاعاتی تاکید کرده است، با این وجود است که به دستاوردهای بهتر، امنیت دانش بنیان تر، پایدارتر و آسیب ناپذیرتر می رسیم و اگر با شتاب مناسب در این عرصه حرکت نکنیم دچار تاخر اطلاعاتی خواهیم شد و زیان می بینیم.
در کلام آخر این که پیشرفت در این عرصه بیش از آن که به قابلیت های ماموران جمع آوری و تحلیلگران اطلاعات وابسته باشد به استعداد، حس همکاری و مشارکت ماموران مصرف کننده اطلاعات مربوط است چرا که دست آخر، آن ها مصرف کنندگان اطلاعات هستند.
سیام**1429
مصرف کننده، حلقه کم رنگ اما پراهمیت تحلیل اطلاعات
jkkjkjkjkj