Home

بدرقه تاریخ ساز

چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵
بدرقه تاریخ ساز

تهران - روزنامه ایران - شماره 6405 - خانواده آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در پیامی با قدردانی از حضور باشکوه مردم ایران در مراسم تشییع و بدرقه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، اعلام کردند: امروز تنها وداع با هاشمی نبود؛ مردم با مظلومیت بهشتی، تفکر مطهری، آزاداندیشی طالقانی و شجاعت و صلابت خمینی کبیر وداع کردند.

به گزارش ایرنا، متن پیام خانواده آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به این شرح است:
بسمه تعالی
لحظه لحظه امروز در بدرقه شکوهمند و مردمی پدر در تاریخ این سرزمین ثبت شد؛ وداع مردم با مردی که برای مردم زیست، برای مردم مجاهدت کرد و سرافرازی مردم را می‌خواست و چه زیبا همین مردم سرافرازش کردند. تهران شاهد حضور بی‌نظیر و خارج از شمار انسان‌هایی بود که به بدرقه بزرگمرد قرن ایران ‌زمین آمده بودند. امروز تنها وداع با هاشمی نبود؛ مردم با مظلومیت بهشتی، تفکر مطهری، آزاداندیشی طالقانی و شجاعت و صلابت خمینی کبیر وداع کردند.
امروز تجلی وفای به وعده الهی بود، وعده‌ای که خداوند به بندگان صالحش در صبر و پایمردی و مجاهدت داد و امروز به بهترین شکل، آن را برای هاشمی محقق کرد. چشمان ظاهر هاشمی اگرچه امروز بسته بود اما میلیون‌ها چشم تر دیدند چگونه خدا به صبر او در برابر تیرهای زهرآگین تخریب و تهمت، جزایی نیکو داد و به این مجاهد نستوه آبرو بخشید.
پدرمان فرزند قرآن بود و در آخرین فصل از عمر خود، از نصر الهی وعده می‌داد و حضور مردم را منشأ و مظهر این پیروزی می‌دانست.
و سرانجام مردم آمدند و چه باشکوه آمدند؛ اذا جاء نصرالله والفتح و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجا.عصاره عمر هاشمی، اعتدال و وحدت بود و رحلتش نمایشگاهی بی‌نظیر از اثبات حقانیت اعتدال و ضرورت وحدت پدید آورد. همان‌گونه که در حیاتش مردم‌مدار بود، رحلتش نیز مردم‌مدار شد. هاشمی مدافع مظلومین و دغدغه‌مند گشودن انسدادها در حیات جامعه بود، قوام نظام را در وحدتی حداکثری و بودن همه با هم می‌دانست و امروز شاهد بودیم، همه با هم برای او آمدند.
امروز احساس کردیم تنها ما در فراق پدر ننشسته‌ایم که میلیون‌ها نفر برای رحلت پدری بی‌بدیل به سوگ نشسته‌اند. اما چگونه می‌توانیم هاشمی را زنده ندانیم در حالی که امتداد تفکر او را در چشمان غمگین و خیل انبوه بی‌شمار مردمانی می‌بینیم که مانند هاشمی می‌اندیشند و مانند او دغدغه سرافرازی ایران با اعتدال و آرامش را دارند.
این سرزمین، هرچند بزرگمردی نستوه را از دست داد که جلوتر از زمان خود بود و همواره به آینده می‌اندیشید اما در مقابل، صاحب نسلی شده است که پای در راه ساختن ایرانی بهتر نهاده‌اند.
امروز ایران فرزندی بزرگ، مردم پدری آینده‌نگر و رهبر انقلاب دلسوزترین رفیق خویش را از دست داده‌ است؛ اما همان گونه که لحظه لحظه حیات هاشمی راهگشای کشور بود، وداع و بدرقه بی‌نظیر مردم نیز می‌تواند سرمایه‌ای بزرگ برای ایران و مبدأ بازگشت جامعه به مسیر اعتدال و وحدت باشد.
در پایان زبان‌‌مان قاصر است از آنکه سپاس خود را از سیل الطاف مردم قدرشناس ایران، مسئولان نظام بویژه رهبر انقلاب، مراجع عظام تقلید، علما و نخبگان، رهبران سایر ادیان و مذاهب و مردم و مسئولان کشورهایی که با همدردی و همراهی تحمل این ضایعه بزرگ را برای ما آسان‌تر ساخته‌اند اعلام نماییم. پیکر خسته این مجاهد نستوه در کنار مراد او خمینی کبیر به آرامشی ابدی رسید اما عشق هاشمی به مردم، مرگ او را ناممکن ساخته است. هاشمی زنده است تا انقلاب زنده است، هاشمی زنده است تا ملت زنده‌اند و راه هاشمی پاینده خواهد ماند.
«هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق/ ثبت است بر جریده عالم دوام ما»
دومین «فقدان» بزرگ تاریخ جمهوری اسلامی، دومین تشییع‌جنازه بزرگ را هم در پی خود داشت. فرمانداری تهران آمار شرکت‌کنندگان در مراسم دیروز تشییع پیکر آیت الله هاشمی رفسنجانی را «حداقل دو و نیم میلیون نفر» اعلام کرده است. از آخرین باری که جمعیتی با این وسعت در یک مراسم مشترک در تهران جمع می‌شدند، 8-7 سالی می‌گذرد.
خیابان‌های منتهی به دانشگاه تهران از اولین ساعات بامداد دیروز برای این مراسم ویژه، بسته شده بودند. محدوده مشخص شده منع ترافیکی با شعاع چند کیلومتری اطراف دانشگاه تهران فقط یک چیز را نشان می‌داد؛ اینکه همه می‌دانستند 21 دی 95 برای تهران روز متفاوتی است.
روزی که آخرین حضور هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تهران بود؛ البته با جسمی بی‌جان. او سال‌ها در همان جایی که مقام معظم رهبری بر پیکرش نماز خواند، تریبون‌دار نماز جمعه پایتخت بود. هر چند بین دو حضور آخر او از نماز جمعه 26 تیر 88 تا تشییع جنازه 21 دی 95 فاصله‌ای هفت و نیم ساله قرار گرفت اما این دو حضور آخر هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تهران همواره به یاد ماندنی‌ترین حضورهای او خواهد ماند. با این تفاوت که بعد از 26 تیر خیلی‌ها «امید» بازگشت او را داشتند اما دیروز همه می‌دانستند که رفتن او را بازگشتی در پی نخواهد بود.
هاشمی رفسنجانی و دانشگاه تهران؛ 7 سال بعد از نماز جمعه معروف
شروع مراسم تشییع جنازه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از ساعت 30/8 دقیقه صبح اعلام شده بود. یک ساعت قبل از آن اما حجم جمعیت در حدی بود که عبور از تونل‌‌های ایستگاه متروی میدان انقلاب برای ورود به خیابان عملاً دقایقی طولانی به طول می‌انجامید. بیرون از مترو گروه‌های مختلف پوسترهای «مختلف» درگذشت این سیاستمدار قدیمی را بین مردم توزیع می‌کردند.
تنوع طرح‌ها و شعارهای درج شده روی آنها، بی آنکه نیاز به دیدن آرم پوسترها باشد نشان می‌داد که این طراحی های متنوع محصول چه گرایش سیاسی است. پوسترهایی از تصاویر آیت‌الله یا همراه با حضرت امام(ره)، مقام معظم رهبری و یا رئیس جمهوری در اختیار جمعیت قرار می‌گرفت. کمی جلوتر از میدان انقلاب، مقابل در ورودی دانشگاه تهران اتوبوس حامل خانواده و بستگان هاشمی رفسنجانی چیزی حدود 40 دقیقه منتظر ورود به دانشگاه بود.
در میان سرنشینان فائزه هاشمی، فرزند آیت‌الله هاشمی تنها کسی بود که پرده پنجره خود را کنار زده و شیشه اتوبوس را باز کرده بود و مدام در حال صحبت با جمعیت بود. به شکل طبیعی اطراف این اتوبوس هم تراکم جمعیت بیشتر بود و هم بازار گرفتن عکس و سلفی‌ها داغ.
حد فاصل میدان انقلاب تا بعد از چهارراه ولیعصر (عج) به تعداد قابل توجهی ماشین‌های تجهیز شده با ابزارهای صوتی حضور داشتند که با صداهای بلند مطالبی را پخش می‌کردند؛ از سخنان گلچین شده آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تا انواع نوحه‌ها و مرثیه‌سرایی‌ها و شعارها. ساعت به حدود 30/8 دقیقه صبح نزدیک می‌شد و ترافیک شدید اتومبیل‌های مقامات و شخصیت‌ها برای ورود به دانشگاه تهران تنها این موضوع را قطعی می‌کرد که تشییع آیت‌الله هاشمی با تأخیری طولانی آغاز خواهد شد.
ترافیکی که یک ترافیک فراجناحی بود، شاید چیزی شبیه خود هاشمی رفسنجانی. از اصولگرایان منتقد دولت در این صف قرار داشتند تا اعتدالیون و اصلاح‌طلبان. صف اول نزدیکان، اطرافیان و همکاران او هم در تمام مدت کار سیاسی و اجرایی‌اش نیز همین تنوع را داشت.
تنوعی که نماز مقام معظم رهبری بر پیکر او تازه ترین فرصت تجربه آن بود. دیروز پشت سر رهبر معظم انقلاب در نمازی که بر پیکر آیت‌الله هاشمی خوانده شد، چهره‌ها و شخصیت‌هایی از تمام گرایش‌های سیاسی دیده می‌شد. همان طور که بعد از آن هم در اظهار نظرها و پیام‌های تسلیت مختلف این تنوع به چشم می‌آمد.
ساعت 8 و 30 دقیقه صبح تازه موج حجیم‌تر حرکت جمعیت به سمت دانشگاه تهران و خیابان‌های اطراف آن شروع شد.
تا آنجا که مترو هم به دلیل ازدحام جمعیت امکان توقف در ایستگاه میدان انقلاب را نداشت و به همین دلیل مردم بیشتر در ایستگاه‌های میدان توحید، چهارراه ولی‌عصر یا میدان فردوسی قطار را ترک می‌کردند. افزایش جمعیت، آغاز شعارها را بین مردم در پی داشت. هنوز نماز «میت» آغاز نشده بود که صدای شعارهای جمعیت از جلوی دانشگاه تهران شروع شد و بتدریج به اطراف سرایت کرد. شعارهایی که گاهی هماهنگ با شعارهای پخش شده از بلندگوها نبود.
بدین ترتیب دقایق تا ساعت 10 صبح، یعنی زمانی که نماز مقام معظم رهبری بر پیکر آیت‌الله هاشمی آغاز شد، گذشت و فضای بیرون دانشگاه از سکوت به یک هیجان و التهاب «میلیونی» چهره عوض کرد. شروع نماز «میت» اما قدری آرامش و سکوت را به فضا بازگرداند.
چیزی حدود 15 دقیقه بعد از پایان نماز هم نوبت آن بود که جسم هاشمی رفسنجانی برای آخرین بار به میان مردم بیاید. تراکم جمعیت اما آخرین بدرقه هاشمی رفسنجانی را آنقدر طولانی کرد که عملاً تدفین او در جوار آرامگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی به ساعات بعد از اذان ظهر کشیده شد.
حضور همیشگی در ضریح بنیانگذار
حرم حضرت امام(ره) اما از همان ساعت‌های آغاز نماز «میت» بر پیکر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، میزبان گروه دیگری از مردم بود؛ آنها که ترجیح داده بودند این مراسم را نه در خیابان‌های مرکزی تهران بلکه در حرم بنیانگذار جمهوری اسلامی تجربه کنند.
جنس جمعیت حاضر در حرم اما به شکل مشهودی با جنس جمعیت دانشگاه تهران و مسیرهای منتهی به آن تفاوت داشت. در حرم حتی پوسترهایی که دست جمعیت دیده می‌شد یکدستی و هماهنگی بیشتری را روایت می‌کرد. تقریباً ساعت 11 صبح فضای داخل حرم پر از جمعیت شد. ضلع شمالی آرامگاه امام (ره) برای حضور مقامات و ورود پیکر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آماده شده بود.
ردیفی از دژبان‌های نظامی در دو طرف این مسیر آنجا را تبدیل به منظم‌ترین بخش حرم کرده بود. عمده جمعیت حاضر در حرم امام (ره) مشغول دو کار عمده بودند؛ یا عکاسی از اتفاقات پیرامون‌شان یا گرفتن اخبار تشییع جنازه مرکز شهر از طریق شبکه‌های اجتماعی. اولین کسی که از خانواده هاشمی رفسنجانی وارد محل تدفین شد، یاسر، فرزند کوچک‌تر آیت‌الله بود. او دقایقی بعد از ساعت 12 وارد حرم شد و از محل تدفین بازدید کرد. بعد از او هم با فاصله‌های 20 دقیقه‌ای نوبت دو برادر دیگرش بود؛ محسن و مهدی. مهدی البته بعد از دو برادر دیگر وارد حرم شد و طبیعی هم بود که بیشتر از آن دو مورد توجه حضار و عکاسان حاضر قرار بگیرد.
با این حال تا ساعت 12 و 45 دقیقه نظم ضلع شمالی آرامگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی حفظ شده بود. اما ورود محمد هاشمی، برادر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با هجوم مسئولان حاضر در این قسمت به سمت او همراه بود که برای عرض «تسلیت» تلاش می‌کردند تا خود را به وی برسانند.
از اینجا به بعد وضعیت این قسمت هم مانند جاهای دیگر شد و نظم را به کلی از دست داد. تا اینکه تقریباً ساعت 13 بود که قاب عکس بزرگ آیت‌الله هاشمی و در پی آن پیکرش که بر دست عده‌ای روان بود وارد شبستان حرم شد. جمعیت متراکم قبل از آن خیلی از میله‌های نصب شده برای تعیین مسیرها و مشخص شدن جایگاه‌های مختلف را خم کرده و از بین برده بودند و با آمدن پیکر آیت‌الله هاشمی به داخل شبستان، اوضاع از این نظر هم بدتر شد. تقریباً 10 دقیقه طول کشید تا پیکر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام وارد ضریح شود.
در داخل ضریح هم بجز خانواده آیت‌الله هاشمی شخصیت‌هایی نظیر سردار وحید، قدرت‌الله علیخانی، علی اکبر صالحی، عبدالعلی علی عسکری و آیت‌الله امامی کاشانی هم حضور داشتند. خروج اولین نفر از داخل ضریح بعد از تدفین آیت‌الله هاشمی یک ساعت بعد بود و تقریباً تا ساعت 15 کس دیگری از شخصیت‌ها و خانواده هاشمی در آنجا نماندند.
اما بدرقه همسر آیت‌الله هاشمی با شعار «تسلیت تسلیت» حاضران پرشورترین بدرقه آن دقایق بود. ساعت 15 روز 21 دی 95 از وجه مادی زندگی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی جز یک فضای یک در دو متری در داخل ضریح بنیانگذار جمهوری اسلامی چیز دیگری باقی نمانده بود. اما ابعاد سیاسی و اجتماعی زندگی او آنقدر اثر پر رنگی در ایران داشت که بعید است تا سال‌ها بتوان حکم به اتمام آن داد.
تهرام 1625
بدرقه تاریخ ساز
  test